در دوره جدید مدیریت راهبردی، شرکت نیرپارس با رویکردی متفاوت و عبور از مدلهای سنتی پیمانکاری، به عنوان بازوی اجرایی هلدینگ نفت و گاز مپنا، مسئولیت حیاتی بهرهبرداری و جوانسازی پالایشگاههای دهم، یازدهم و دوازدهم پارس جنوبی را بر عهده گرفته است.
در این قرارداد سهساله که بر پایه «تولید پایدار» و نگاه به «شریک بلندمدت» بنا شده، نیرپارس تنها یک مجری نیست؛ بلکه به عنوان شریک استراتژیک شرکت ملی گاز ایران (SPGC)، مسئولیت پایداری تولید ۸ درصد از گاز کشور در هر پالایشگاه را تضمین میکند.
1. مقدمه و رویکرد راهبردی
در راستای اجرای سیاستهای کلان گروه مپنا مبنی بر تبدیل هلدینگهای تخصصی به موتورهای نوآوری، توسعه بازار و ارائه راهکارهای جامع، شرکت نیرپارس به عنوان بازوی اجرایی بخش نفت و گاز، مدل نوین پیمانکاری را در پالایشگاههای دهم، یازدهم و دوازدهم پارس جنوبی پیادهسازی کرده است. این مدل، با عبور از رویکردهای سنتی خرید تجهیزات منفرد، بر مبنای چهار رکن اساسی طراحی و اجرا شده است:
تولید پایدار: تضمین استمرار زنجیره ارزش و کاهش توقفهای ناخواسته.
شراکت بلندمدت: تغییر جایگاه از پیمانکار سنتی به شریک استراتژیک شرکت ملی گاز ایران (SPGC).
سهم راهبردی در امنیت انرژی: مدیریت و صیانت از تولید ۸ درصد گاز کشور در هر یک از پالایشگاههای تحت پوشش.
جوانسازی و ارتقای کیفی چرخه تولید: نوسازی زیرساختها، بومیسازی قطعات حساس و بهینهسازی فرآیندها.
این رویکرد، نیرپارس را از یک مجری صرف به یک بازیگر کلیدی در طراحی، اجرا و تضمین پایداری عملیات تبدیل کرده و زمینه را برای خلق ارزش افزوده پایدار در سطح ملی فراهم ساخته است
2. تجلی همافزایی گروهی و الگوی یکپارچگی (مطابق سیاست های کلان مدیریت محترم گروه مپنا تحقق فرمول ۵ = ۲ + ۲)
شرکت نیرپارس در قرارداد سه ساله با ایفای نقش مدیریت پیمان (MC)، بستری برای همافزایی حداکثری میان شرکتهای زیرمجموعه گروه مپنا فراهم کرده است. این الگوی یکپارچه، از نظر ساختار اجرایی و زنجیره تأمین، نمونهای موفق از تلفیق توان مهندسی، بهرهبرداری، تعمیرات و ساخت داخل محسوب میشود. این ساختار یکپارچه موجب شده است تا (فرمول ۵ = ۲ + ۲) نه صرفاً به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک منطق اجرایی در همافزایی میان شرکتهای گروه مپنا و ایجاد ارزش مشترک، محقق شود
اجزای اصلی این هم افزایی عبارت اند از:
- مدیریت عملیات و نگهداری (O&M) :
بهرهگیری از تخصص میدانی شرکت MOGS در بهرهبرداری روزانه و انجام تعمیرات دورهای و موردی.
- سرویس و بازسازی تجهیزات دوار:
استفاده از توان فنی شرکت توگا جهت تعمیرات اساسی توربینهای صنعتی 30MGT و نظارت بر عملکرد (سوپروایزری) آنها
- سیستمهای ابزار دقیق و کنترل:
استفاده از دانش مهندسی شرکت مکو در حوزه های اتوماسیون، سیستمهای کنترل، ابزار دقیق، فایرفایتینگ و منطق توربینها (LOGIC)
- زنجیره تولید قطعات پیشرفته (تأمین غیرمستقیم):
شرکت مهندسی و ساخت پره توربین مپنا (پرتو): در راستای تأمین پرههای داغ توربینهای گازی با فناوری بالا.
شرکت موادکاران: در زمینه ساخت قطعات ریختهگری دقیق و سوپرآلیاژهای موردنیاز در بخشهای داغ تجهیزات دوار

3. دستاوردهای کلیدی و شاخصهای عملکردی
با اتکا به این رویکرد یکپارچه، دستاوردهای کلیدی زیر حاصل شده است:
- کاهش زمان تعمیرات اساسی و افزایش آماده به کاری توربوکمپرسورها.
- تأمین پایدار قطعات یدکی استراتژیک از منابع داخلی گروه، که ریسک تحریمها و نوسانات تامین خارجی را به حداقل رسانده است.
- ارتقای سطح کیفی فرآیند با پیادهسازی سیستمهای پایش مداوم و پیشگیرانه.
- توسعه راهکارهای جامع بومی که منجر به ثبت رکوردهای جدید در پایداری شبکه توزیع گاز کشور شده است.
این دستاوردها نشان میدهد که تمرکز بر یکپارچگی عملیاتی، علاوه بر افزایش تابآوری پروژه، نقش مستقیم در بهبود بهرهوری، کاهش ریسکهای عملیاتی و ارتقای امنیت انرژی کشور داشته است.
4. تحلیل اثرات راهبردی پروژه
اجرای این پروژه تنها به بهبود عملکرد فنی تجهیزات محدود نبوده، بلکه پیامدهای راهبردی مهمی نیز به همراه داشته است:
- ارتقای تابآوری زنجیره ارزش با بومیسازی بخشی از نیازهای حیاتی و ایجاد شبکه تأمین داخلی، وابستگی به منابع خارجی کاهش یافته و تابآوری زنجیره ارزش در برابر محدودیتهای بیرونی افزایش یافته است
- تثبیت مدل شراکت بلندمدت جایگزینی رویکردهای مقطعی با مدل شراکتی، امکان برنامهریزی بلندمدت، بهینهسازی هزینهها و ارتقای کیفیت خدمات را فراهم ساخته است
- توسعه قابلیتهای دانشبنیان، همافزایی میان شرکتهای مهندسی و عملیاتی گروه مپنا، زمینه انتقال دانش، ارتقای توان فنی و توسعه راهکارهای دانش بنیان را تقویت کرده است
- نقشآفرینی در امنیت انرژی کشور، تداوم تولید در پالایشگاههای تحت پوشش، سهم مستقیم و معناداری در حفظ پایداری شبکه گاز کشور داشته و از این منظر، پروژه واجد اهمیت ملی است.
5. نتیجه گیری
این پروژه موفق ثابت میکند که عبور از ساختارهای جزیرهای به سمت سازمانی شبکهای و منسجم، ضمن پاسخگویی به نیازهای پیچیده مشتریان، ارزش افزوده بالایی را برای گروه مپنا خلق مینماید و الگویی پیشرو برای دیگر پروژههای بزرگ ملی به شمار میرود. نیرپارس با تکیه بر مدیریت یکپارچه، توان تخصصی شرکتهای همخانواده و نگاه راهبردی به بهرهبرداری و تعمیرات، علاوه بر تمرکز بر دست آوردهای عملیاتی، تولید پایدار و ملی توانسته است آورده گردش مالی و اقتصادی در داخل شرکتهای گروه نیز فراهم کرده و مدلی پایدار از همکاری، نوآوری و تضمین عملکرد را در یکی از حیاتیترین زیرساختهای انرژی کشور به نمایش بگذارد. این تجربه، پشتوانهای ارزشمند برای توسعه آتی پروژههای مشابه و تعمیق نقش گروه مپنا در صنعت نفت و گاز ایران خواهد بود.

